در چند ماهه گذشته ، موجي از طنزها و لطيفه ها با محوريت كاركتر بسيجي نقل محافل شد و به خصوص در فضاي رسانه هاي مجازى جاى خود را باز كرد . اخيرا عده اى به مخالفت با اين جريان ميپردازند و گروهى هم كماكان اين روش را موجب تخريب و ريزش در آن نهاد حكومتي ميدانند .
اما به راستىهدف از شروع اين حركت چه بود و مرزهاى آن تا كجا پيش ميرود ؟
بياييد ابتدا ماهيت بسيج و سير تحول آنرا نگاهى بيندازيم . بسیج مستضعفین با فرمان آیت الله خمینی در ۵ آذر ۱۳۵۸ تشکیل شد و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی در دی ۱۳۵۹ به صورت قانونی رسمیت پیدا کرد . پس از درگذشت خمینی فشار سپاه برای تبدیل بسیج مستضعفین به نیروی مقاومت بسیج افزایش پیدا کرد و در نهایت با خروج رحمانی از بسیج و تغییر ساختار نیروی مقاومت بسیج تشکیل شد و افشار به عنوان اولین فرمانده نیروی مقاومت بسیج منصوب گردید.نیروهای بسیج از بدو تأسیس تا پایان مسئولیت سردار صفوي رسماً زیرمجموعه سپاه بودهاند. با تغییر فرماندهی سپاه و با روی کار آمدن سردار محمد علي جعفري مسئولیت فرماندهی بسیج برای اولین بار به فرمانده کل سپاه پاسداران واگذار گردید .
منابع مالي ركن اصلي حيات بسيج : براساس قانون برنامه چهارم توسعه بایستی هر سال ۴۰۰ میلیارد تومان برای بسیج در نظر گرفته شود . بگفته فرمانده بسیج و نشریه «صبح صادق» ارگان دفتر سیاسی سپاه بودجه این نهاد در سال ۱۳۸۷ ۲۰۰٪ افزایش پیدا کرده و بصورت جداگانه از این بودجه، ۵۰ میلیارد تومان نیز برای کمک به بسیجیان بیکار در نظر گرفته شدهاست. در سال ۱۳۸۸ هم بر اساس اعلام نشریه برنامه ارگان معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری، بودجه بسیج ۴۵ میلیارد و ۲۳۸ میلیون تومان افزایش یافت.
در مورد تعداد افراد زير پوشش بسيج عدد دقيقي در دست نيست اما به اعلام خود مسئولين بسيج 11 ميليون عضو داوطلب دارند و براساس تحقیق «مرکز استراتژی و تحقیقات بین الملل» در واشنگتن بسیج ۹۰۰ هزار نیروی فعال و ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره دارد.
و اما پس از انتخابات دهم و رويارويي مردم و حكومت ، از بسيج هم به عنوان يكي از بازوهاي سركوب استفاده شد و اولين كشته هاي اين مبارزات در 25 خرداد 88 ، توسط تيرهايي كه از پايگاه مقاومت بسيج شليك شد به ثبت رسيد .
و اما شخصيت مطلوب بسيجي از سوي حكومت ولايت فقيه چيست ؟
حكومت ميخواهد جمعيتي را از دل مردم داشته باشد كه علاوه بر گرفتن فيد بك از جامعه و انتقال اخبار خود ساخته ، نهادي امنيتي و اطلاعاتي را در جاي جاي محله ها و كوچه ها ، ادارات و شركتها ، مدارس و دانشگاهها و هر مركز تجمعي رشد دهد و ضمن جاسوسي و پليسي كردن فضا ، نيروي آماده به خدمتي براي مقاطع بحراني در اختيار داشته باشد .
بديهي است اين گروه بايد از لحاظ فكري و عقيدتي داراي ويژگيهايي باشند كه از مهمترين آنها ميتوان به ذوب شدن در ولايت ، علاقه به مزدوري چه از لحاظ اقتصادي و چه از لحاظ شخصيتي ، عقده هاي فردي و اجتماعي ، دستور پذيري بي چون و چرا و احيانا ريشه هاي مذهبي عميق اشاره كرد .
سخن به درازا ميرود و در توان اين قلم هم نيست بررسي روانشناسانه و جامعه شناسانه دقيق از افرادي كه به اين نهاد ميپوندند و يا به حضور خود در آن ادامه ميدهند اما تنها به اين نكته ميتوان اشاره كرد كه بسيج را بايد به دو مقطع زماني تقسيم كرد . زماني كه به عنوان يك تشكل مردم نهاد براي دفاع غير عامل شكل گرفت و رشد يافت و اوج آنرا در زمان جنگ و در سپاه يكصد هزارنفري محمد رسول الله ميتوان ديد و فاز دوم از زمانيكه به يك نهاد امنيتي و مردم ستيز تبديل گرديد كه امروز تنها در همين بخش فعال و جاري است .
در اين صورت تكليف روشن ميشود . حضور ، پيوستن و يا تدوام همكاري با چنين نهادي ، تنها ميتواند نشانه مزدوري به عشق پول ، عقده هاي فردي به عشق قدرت كاذب ، ذوب شدگي در ولايت حاكم جائر و عده اي بسيار قليل هم بر اساس باور هاي دگم مذهبي و طالباني .
و اما بازگشت به اصل دليل اين مقال ، اينكه هجو كردن و به مسخره كشيدن اين جمعيت ، بايد بر روي همين اصول باشد تا بنتواند ضمن تلنگر زدن به آنان ، محيط و بستر پيوستنهاي جديد را مسدود كرده و ريزشي هم در بدنه آن بوجود آورد . تاكيد بر مزدوري آنان – با نماد سانديس – ، تاكيد بر ذوب شدگي بدون انديشه آنان و تاكيد بر باورهاي پوسيده و كهنه و نداشتن زاويه ديد باز ، ميتواند بنيان طنزها و جوكها بسيار موثري را رقم زند . اما خارج از اين حدود و پرداختن به مسايل شخصي و حيثيتي ممكن است اثر عكس داشته باشد و به جري كردن آنان و لوث شدن اين هجويات منجر شود ..
پايان كلام اينكه ، با دست گذاشتن بر نقاط ضعف واقعي اين نهاد و تمسخر آن ميتوانيم عملي موثر داشته باشيم اما اين شمشير دو لبه دارد . بايد مراقب بود با خروج از چارچوبهاي پيش گفته ، اثر عكس نگذارد .