دولت کودتایی محمود احمدی نژاد، خوش شانس ترین و پول دار ترین دولت ایران و البته فاسد ترین و بی تخصص ترین آنها بوده است. پول هنگفتی که در پی نوسان ارزش نفت به دست این دولت رسید از زمان اولین چاه نفت دارسی تا شروع دولتش از آنچنان حجمی برخوردار بوده است که به اعتقاد مفسرین اقتصادی، با منابع حاصله می توانستند زیر ساختهای کشور را به نحوی پویا و خود گردان، ارتقا و افزایش دهند و همه می دانیم که سیاست سیب زمینی رایگان، نامه های گداپرورانه و این اواخر یارانه های نقدی و غیر هدفمند، و البته و صد البته، فساد اقتصادی و بی تدبیری ها و عدم استفاده از متخصصین امر، وضع را تا بدانجا رسانده است که ته جیب ذخایر ارزی خالی ، زیر ساختها فرسوده و رهای به حال خود و نیروی عظیم انسانی ، بیکار و یا در کارهای نامربوط و عموم مردم بلاتکلیف و بدون آینده شفاف و قابل پیش بینی شده اند. هیچ معامله جدی صورت نمی گیرد و همه در انتظار اتفاقی بزرگ، سرگردانند. فشارهای خارجی به حکومت ملایان نیز از سوی دیگر در حال افزایش تخریب وضعیت اقتصادی چه بصورت واقعی و چه بصورت روانی است.
حال خبر می رسد که فروش نفت ایران نیز از این پس با محدودیتهایی به همراه است و همه اینها خبر از روزهای سخت آینده میدهد. اگر تشت رسوایی و انهدام اقتصادی دولت که به سختی بر لبه بام نگاه داشته اند، از آن بالا بیفتد، صدایی آنچنان بلند خواهد داشت که دیگر هیچ آمار سازی و دروغ گویی نمی تواند آنرا پنهان نماید. وای اگر از پس امروز بود فردایی.







