اصلاح طلبان و سکولارها – يک بستر و دورويا

توسط sight

اين مقاله را بسيار کوتاه مينگارم تا شروع بحثي شود و در صورت استقبال دوستان ، بتوانيم از اين زمان استفاده کنيم و مطالبات و خواسته ها را بررسي بيشتري نماييم که تکرار 57 ، توهين به شعورمان است و درس نگرفتن از تاريخ .

آري امروز ، اصلاح طلبان که خواستار حفظ تماميت جمهوري اسلامي هستند و راه گريز از بحران کنوني را در اصلاح همين نظام ميدانند و سکولارها که بر اولين اصل اين نظام يعني ترکيب واژه جمهوري و اسلامي ايراد ميگيرند ، در يک بستر ميخوابند و از يک سنگر شليک ميکنند اما آيا رويا و آرزوي آنها با اين تفاوت آشکار ، مجالي ميابد که محقق شود .

اين حقير با بضاعت علمي و سياسي اندکم ، معتقدم آري ميشود اما به اين شرط که از هم اکنون با هم طي کنيم که هدف اول ، رسيدن به يک صندوق راي آزاد است و هدف غايي رسيدن به يک جامعه آزاد که بتوان در آن حرف زد ، قلم زد و بيان نمود ايده ها را . اگر چنين خواسته اي ، مشترک باشد بين اين دو گروه اصلي سياسي موجود ، پس شدني است در  يک سنگر مبارزه کردن با توتاليتاريسم .

Advertisements

4 دیدگاه to “اصلاح طلبان و سکولارها – يک بستر و دورويا”

  1. کاملا موافقم! اما مهم این است که هر دو گروه دیگری را بپذیرند! اما متاسفانه سکولارها غالبا اصلاح طلبان را طرد میکنند

  2. با این اقایون نمیشه کنار اومد مگر ایت الله خمینی نبود که تو پاریس یه حرف میزد و توتهران یه چیز دیگه میگفت شما به سایت محمد خاتمی یه سر بزنید (khatami.ir)اینا هنوز روحرف خودشونن اینهمه شهیدومجروحو اسیرو…دادیم که محمود بره حسین بیاد یعنی کوچکترین تغییری هم تو رفتار حکومت ایجاد نشه حتی خاتمی میگه برا حفظ رهبریاونموقه من وشما چرا باتومش رو بخوریم من باتوم خوردمه تا اخرشم اماده بودم برم اما اگر قرار همون اش و همون کاسه باشه کساییکه موقعیتشون به خطر افتاده برن شعار بدن.

  3. به نظر من دمکراسی و حاکمیت دین با هم ذاتا ناسازگارند و هر چقدر هم که با هم شرط و شروط بگذاریم این ناسازگاری ذاتی از بین نمیرود. محدوده آزادیها را نباید دین، حالا هر دینی که باشد، مشخص کند بلکه این محدوده باید توسط حقوق انسانهای دیگر مشخص شود. خلاصه اینکه آزادی من جایی به انتها میرسد که آزادی دیگری – که دارای حق و حقوق مساوی با من است-شروع میشود. دین هم یک مساله خصوصی انسانها است و نباید با سرنیزه قدرت دولتی تحمیل گردد، چیزی که در صورت حاکمیت دینی از هر نوع، رخدادنش حتمی است. ۱۰۰ سال پیش پدران ما برای دموکراسی و سکولاریسم قیام کردند و من هم به عنوان یک شهروند ایرانی به کمتر از این راضی نیستم. دموکراسی و آزادی مثل آب خالص ، زلال اند که مزه و رنگ هیچ مذهبی را نمیتوانند به خود بگیرند. اگر گرفتند دیگر این آب، زلال نیست بلکه فاسد، بویناک و متعفن است.
    در مورد اصلاح طلبان هم، که به هر حال بخشی از همین حکومت بوده و در این رژیم و جنایات ان شریک بوده اند که اساسا تا قبل از اینکه به جنایات اینها در دادگاه های صالحه و با رعایت تمامی موازین حقوق بشری رسیدگی نشود، نمیتوان صحبت از زندگی عادی این افراد در میان افراد با شرف جامعه کرد و کاری حتا در حد آبدارچی یک اداره ۲ در ۴ دولتی در دور افتاده ترین روستاهای ایران به آنها سپرد، سپردن رهبری و شغلهای بالای دولتی جای خود دارد .
    اصلاح طلبان امروز همان خط امامیهای جنایتکار دهه ۶۰ هستند که حالا حریف قدرتمند آنها را کنار زده و کرکری خواندنهایشان هم برای جناح رقیب برای اینست که مردم متوهم را به طرف خود بکشند و از مطالبات مردم بهره برداری کنند. سپس با چنین کارت برنده ای در برابر حریف قدرتمند، بتوانند سر قدرت چانه زده و سهم هر چه بیشتری از قدرت را از حریف قدر مطالبه کنند. سعید حجاریان، تئوریسین ۲ خرداد و اصلاح طلبی این استراتژی را اینطور فرموله کرد: فشار از پایین و چانه زنی در بالا. به زبان ساده یعنی مردم خون بدهند، بها بدهند و ما در اتاق های دربسته قدرت را با هم تقسیم کنیم. ما در فارسی اصطلاح مانوس تری داریم: شریک دزد و رفیق قافله.بهر حال بندهای اتصال اصلاح طلبان به حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی قویتر از آنست که اینها بتوانند به سادگی خود را از ان و از گذشته های خود خلاص کنند. هدفشان هم توازن قوا با حریف است نه آزادی مردم ایران، تا در حکومت و رانتها و امتیازات حکومتی بهره ببرند. برای رسیدن به آزادی نمیتوان به هیچ یک از جناح های ارتجاع حاکم اعتماد کرد و باید این رژیم را در تمامیتش به زباله دان تاریخ سپرد.

  4. پاسخ به علی:
    مساله این نیست که سکولارها اصلاح طلبان را میپذیرند یا نمیپذیرند. سکولارهای آزادیخواه از آزادی مؤمنین و باورمندان به هر مذهبی پشتیبانی میکنند. اما با دخالت دولت در دین یا دخالت دین در دولت مخالفند. اصلاح طلبان میخواهند نفوذ دین در دولت را حفظ کنند تا بتوانند سرکوب آزادیخواهان را به اسم سرکوب بی دینان برای مؤمنین و باورمندان توجیه کنند و به این ترتیب پشت دین سنگر بگیرند و از پاسخ گویی به افکار عمومی طفره بروند. یک چیز در مورد سکولار ها مشخص است. با سکولارها، مؤمنین آزادی عقیده دارند، اما با اصلاح طلبان هیچ سکولاری آزادی بیان ندارد. علاوه بر ان، با وجود اصلاح طلبان یا دیگر باورمندان به دخالت دین در دولت، جز افراد مؤمن به دین، ایدئولوژی و یا تفسیر حاکم، هیچ باورمند دیگری در ابراز عقاید خود آزاد نیست. مردمان کشور ما دارای تنوع عقیدتی فراوانی هستند و حاکمیت یک ایدولوژی خاص، مالا وحدت ملی ما را نابود خواهد کرد. برای کشوری با مشخصات کشور ما سکولاریسم تنها گزینه دموکراتیک است.
    پذیرفتن اصلاح طلبان توسط سکولارها، اصل جدایی دین از دولت و خصوصی و شخصی بودن دین و باور را، که اصل اساسی سکولاریسم است، زیر سوال میبرد. سکولاریسم و اصلاح طلبان از دو بستر کاملا متفاوت میایند. اساسا من با تیتر این پست موافق نیستم و سکولارها و اصلاح طلبان را از یک بستر نمیدانم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: