به عنوان يك سكولار كه همواره از مهندس موسوى حمايت كرده ام هنوز خود را سبز ميدانم

توسط sight

گله از مهندس موسوي را جايز نميدانم. او همواره به پيروي از خط امامش اعتقاد داشته و همواره آنرا بيان كرده است. حرف جديدي نزده است در تنوير بيانيه 18 خود. او گفته است كه پيرو خط امامش است و سابقا هم بارها بر اين ادعا تاكيد كرده بوده است. مانند خود خميني كه بر ولايت فقيه تاكيد داشت و بسياري خواستند كه نشنوند آن پيام را.

اما من خود را سبز ميدانم هنوز چرا كه جنبش سبز قايم به فرد نيست. جنبش سبز تبلور خواست يك ملت فهيم و آزاديخواه است كه از دل جامعه جوشيده و خواستي روشن دارد. رنگين كماني كه براي اتحاد، سبزترين رنگ را برگزيده است تا بماند و تا بتواند بستيزد بر اهريمن زمان و فاشيست حاكم.

جنبش سبز به مهندس موسوي احترام ميگذارد همانگونه كه بر هر كس كه نخواهد زير بار ظلم حاكم برود نيز احترام خواهد گذارد اما روز محاسبه، روز بزرگي است كه ايران و ايراني تعيين ميكند كه باز بر لواي ولي فقيه تن خواهد داد و يا جمهوري سكولار ايران را بر خواهد گزيد.

Advertisements

5 دیدگاه to “به عنوان يك سكولار كه همواره از مهندس موسوى حمايت كرده ام هنوز خود را سبز ميدانم”

  1. هستم باهات

  2. ۱-بر خلاف فرمایش شما مردم از تز ولایت فقیه خمینی در زمان انقلاب خبر نداشتند، حتی بسیاری از روشنفکران ما کتاب ولایت فقیه خمینی را ندیده بودند که با توجه به جو خفقان شاه، که همراه داشتن حتی یک اعلامیه از خمینی مجازات سنگین داشت، کاملا قبل درک است. بنابراین، کسی تصمیم به نیده گرفتن تز ولایت فقیه نگرفت، اصلا کسی خبر نداشت. خمینی هم چیزی از ولایت فقیه در زمانیکه در پارس بود نگفت. خمینی ولایت فقیه را زمانی رو کرد که جای پایش سفت شد.
    ۲- ماهیت جنبش سبز معلوم نیست که چیست. آیا طرفدار حق حاکمیت ملی است؟ اگر چنین است که قاعدتا باید مخالف شاه و شیخ باشد که مخالفت با ولایت فقیه در ان مستتر است. اگر طرفدار ادامه جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است، گیرم با اندکی جرح و تعدیل، که دیگر نسبتی با سکولاریسم ندارد، بطور حتم و یقین نسبتی با دموکراسی و حق حاکمیت ملی ندارد.
    ۳- نمیدانم شما که خود را سکولار میخوانید چطور احترام برای مردی قائلید که هم دستش در جنایات دهه ۶۰ بوده-و هنوز هیچ توضیحی به مردم نداده و هیچ عذرخواهی هم از مردم نکرده- و هم اینکه هدفش هم برگرداندن ایران به بقول خودش «دوران طلایی امام خمینی» است. اگر منظورتان احترام شخصی است که کسی هم با ایشان مشکل شخصی ندارد. مخالفتها هم همه با خط و روش ایشان است.
    ۳- رای بر بقای ولایت فقیه نقض قرض است. اصلا تناقض است چرا که فلسفه رای دادن و رای گیری بر این فرض پایه ای استوار است که رای دهنده عاقل، بالغ و رشید است، همانطور که فرض پایه ای ولایت فقیه، سفاهت، مهجوریت و عدم بلوغ عقلی و فکری مردم است و اینکه مردم کفایت تصمیم گیری در امور خود را ندارند. خوب اگر کسی عاقل و بالغ و رشید است که به بی عقلی و سفاهت و مهجوریت خود رای نمیدهد. اگر رای به بی عقلی، مهجوریت و سفاهت خود بدهد (رای به ولایت فقیه) که در اینصورت رای گیری باطل است، چون آدم مهجور که نمیتواند رای بدهد. بنا بر این من نه تنها هیچ توجیه قبل قبول و منطقی، بلکه هیچ تعبیر مشخصی هم از رای گیری بر سر ولایت فقیه ندارم.

  3. ۱-بر خلاف فرمایش شما مردم از تز ولایت فقیه خمینی در زمان انقلاب خبر نداشتند، حتی بسیاری از روشنفکران ما کتاب ولایت فقیه خمینی را ندیده بودند که با توجه به جو خفقان شاه، که همراه داشتن حتی یک اعلامیه از خمینی مجازات سنگین داشت، کاملا قابل درک است. بنابراین، کسی تصمیم به ندیده گرفتن تز ولایت فقیه نگرفت، اصلا کسی خبر نداشت. خمینی هم چیزی از ولایت فقیه در زمانیکه در پارس بود نگفت. خمینی ولایت فقیه را زمانی رو کرد که جای پایش سفت شد.
    ۲- ماهیت جنبش سبز معلوم نیست که چیست. آیا طرفدار حق حاکمیت ملی است؟ اگر چنین است که قاعدتا باید مخالف شاه و شیخ باشد که مخالفت با ولایت فقیه در ان مستتر است. اگر طرفدار ادامه جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است، گیرم با اندکی جرح و تعدیل، که دیگر نسبتی با سکولاریسم ندارد، بطور حتم و یقین نسبتی با دموکراسی و حق حاکمیت ملی ندارد.
    ۳- نمیدانم شما که خود را سکولار میخوانید چطور احترام برای مردی قائلید که هم دستش در جنایات دهه ۶۰ بوده-و هنوز هیچ توضیحی به مردم نداده و هیچ عذرخواهی هم از مردم نکرده- و هم اینکه هدفش هم برگرداندن ایران به بقول خودش «دوران طلایی امام خمینی» است. اگر منظورتان احترام شخصی است که کسی هم با ایشان مشکل شخصی ندارد. مخالفتها هم همه با خط و روش ایشان است.
    ۳- رای گیری بر سر بقای ولایت فقیه نقض قرض است. اصلا تناقض است چرا که فلسفه رای دادن و رای گیری بر این فرض پایه ای استوار است که رای دهنده عاقل، بالغ و رشید است، همانطور که فرض پایه ای ولایت فقیه، سفاهت، مهجوریت و عدم بلوغ عقلی و فکری مردم است و اینکه مردم کفایت تصمیم گیری در امور خود را ندارند. خوب اگر کسی عاقل و بالغ و رشید است که به بی عقلی و سفاهت و مهجوریت خود رای نمیدهد. اگر رای به بی عقلی، مهجوریت و سفاهت خود بدهد (رای به ولایت فقیه) که در اینصورت رای گیری باطل است، چون آدم مهجور که نمیتواند رای بدهد. بنا بر این من نه تنها هیچ توجیه قبل قبول و منطقی، بلکه هیچ تعبیر مشخصی هم از رای گیری بر سر ولایت فقیه ندارم.

  4. shoma az koja motmaennid ke iraniha dar ayandeh jomhouri ro entekhab mikonand ?

  5. afarin bar in hosn’e ghalam va barkhord’e mantegh-ghi beh ekhtelaf’e nazar.

    Daram hes mikonam jonbeshi ke hoghoogh ahaad’e mellat ra dar nazar darad, hamin jonbesh’e sabzist ke shoma beaan
    manam khod ra sabz mibinam chonkeh beghole shoma, «in jonbesh ghaem beh fard nist».
    eshaareh kardid.l

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: