آنان كه در بندند، آزاد ترند

توسط sight

ادعاى غريبي نيست اين. به راستي آنان كه در بندند از ما دليرانه تر سخن ميرانند و قاطع تر سقوط حكومت حراميان را مي طلبند. سخت است در بند باشي و از قعر سياهچال ولايت فقيه، دفاعيه اي بنگاري و در آن رهبر سياه انديش حكومت اسلامي را به چالش گيري و خواستار محاكمه اش بشوي.

اين رسم ماندگاري را كه ميبينم، به يقين ميرسم كه اين حكومت،  دانسته چيده است گلهاي ما را. بزرگاني را به بند كشيده است كه به حق بزرگند. مجيد توكلي، احمد زيد آبادي، قابل، سحر خيز و بسياري ديگر را.

بر ما مباد كه تنها بنشينيم و در انتظار نامه آنان باشيم و برايشان دست بزنيم. بر ما وظيفه است كه راه بگشاييم، در بگشاييم و كبوتران در بندمان را و تو بخوان خودمان را از اين بند و حصار و حقارت برهانيم. حركتي بايد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: