سى تير سال پيش، ميدان بهارستان، دخترى با بينى عمل كرده بر خاك افتاد

توسط sight

خاطرات سال 88 تمامى ندارد. حك شده است بر خيابانهاي پر فخر شهرم، بر دفتر تاريخ و بر دلهاي تك تك آنان كه با حضورشان، حماسه اي بي بديل آفريدند. ميدان بهارستان در گرماي آخر تير و التهاب حمله سگان ولايت ميسوخت. در زماني به سمتمان حمله كردند و شروع به فرار كرديم. بين ده نفري از ما و سايرين فاصله اي افتاد و صداي تير و به زمين افتادن دختري، تعدادي از ما را بازگرداند و دخترك را به اتفاق پسر جواني كه همراهش بود بغل كرديم و دوان دوان تا صد متري دورتر مغازه اي نيمه باز و پيشخوان چوبين و گذارديمش بر آن پيشخوان.

آنزمان بود كه به صورت دختر نگاهي كردم و در ميان رنگ پريده و چشمان بيروحش، چسبي را بر بيني او ديدم كه حكايت ميكرد از عمل تازه اي بر بيني. او به تازگي بيني خود را عمل كرده بود تا زيباتر شود و زيبا تر زندگي كند و امروز به خيابان آمده بود، تمام زندگيش را بر كف دست گرفته بود براي زندگي بهتر اما به قمار همه داشته اش. زندگي و حق حياتش.

سرنوشت دختر را ندانستم كه او را با همراهش و مغازه دار تنها گذاردم و رفتم تا دست باتوم خورده خود را دريابم كه به قدر گردويي باد كرده بود و خون زير آن سياه ديده ميشد. گويي ميخواهد بتركد. مانند بغضي كه به زور نگاه داشته بودم.

Advertisements

3 دیدگاه to “سى تير سال پيش، ميدان بهارستان، دخترى با بينى عمل كرده بر خاك افتاد”

  1. روز تحلیف بود سایت عزیز؟ اگه تحلیف بود که منم اون‌جا بودم. عجب روزی بود! پشت سریم رو گرفتن، نفر جلوییم رو هم گرفتن! یه بارم شکر زدن به جلوییم! عجب روزی بود. اولین بارم اون‌جا گاز خردل رو تجربه کردم. اون نفر پشت سریم رو که گرفتن، بیچاره شعارها رو هدایت می‌کرد! سه نفر لباس شخصی پشت سرش کمین کرده بودن، تا رسیدن به مدرسه (اسم اون مدرسه چی بود؟ به سمت میدون توپخونه که میومدی، تو همون راستا بود) یه دفعه کردنش اون تو. فکر کنم یکی دیگه رو هم اشتباهی اون تو کردن با اون بیچاره. ای بابا.

  2. افسوس که مردم خوب ما چاره ای جز تحمل رنج وعذاب ندارند.ولی جای تاسف دو چندان هست که از تجربیات استفاده نمی کنند تا کی تاچند باید زیر بار ظلم بود هرگاه این پنجه های جدا جدا یکی شوند مشتی شوند که دهان هر حکومت دریوزه را بدرند وپشت هر دشمن را به خاک بسایند وهمچون پیشینیانمان که مردمی خرمدین بودند زندگی ساز کنند کاش که این دستهای جدا جدا یکی شود و سینه خصم را که دشمن من وتواست را بدرد کاش بتوانیم جهانی بسازیم به عشق محبت وراستی ویاد بداریم عاشقانی که سینه سپر کردند تا من وتو آزاد زندگی کنیم.یاد آر زشمع رفته یاد آر……. بر عشق رفیقان تو وفا دار ای ملت ایران چه نشستید ویران شده ایران برخیز که از یاد عزیان چه وفا دار ما جمله عشقیم وصفائیم برگوی به یارانکه وفا دار وفا دار.تقدیم به مردمی که عشق به آزادی وانسانیت انان را بیدار نگاه میدارد تا صبخ آزادی

  3. یاد باد آن روزهای افتخار مردمانی ایستاده تا بهار
    مردمانی کوه پیکر همچو دریایی روان دشمنان خس نژاد همچون کفی در پی دوان
    دشمنان وحشت زده پرپر کنان گلهای باغ کینه هایی نقش بسته بر دل ما همچو داغ
    کینه ها از این جنایتها و گریان دیده ها خون مگر شاید که شوید داغهای سینه ها
    خون سرخت گشت جویی و در این دشت بلند سروقدان مردمی هرگز نگردد خم به بند
    سروقدانی دلیر آمیخته با هم شعر و شور شیر مردان و زنانی گرچه جلاد است و زور‏
    شیر مردان و زنان پیر و جوان گشته یکی خصم ترسان از بهاران بلبلان کشته همی
    خصم بد گوهر برای لقمه ای عوعو کنان چنگ و دندان می کشد بر هر کسی پیر و جوان
    چنگ و دندان عاجز از سرکوب این جان برکفان ‏ جان، ناقابل نماید چون که عشق آید میان‏
    جان شیرین می نهند آزاد مردان زیر پا مرگ با عزت کجا ماندن در این ذلت کجا
    مرگ را آغوش بگشاییم کی ترسیم از آن یار نیمه ره نباشیم پر کشیم تا آسمان ‏
    یار همچون کوکبی در آسمان چشمک زنان ظلمت آشفته ز نورش ، کرده رسوا بد دلان
    ظلمت شب ناگزیر از صبح روشن چونکه ما وارث و رهپوی و مومن بر شهید کربلا
    وارث شاه شهادت ننگش اين ذلت سرا یاد یاران بردل ما هر زمان و هر کجا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: