عزیزانی که از نسل پیش غرامت می خواهند بدانند فردا از آنان سوال می شود:

توسط sight

شما در برابر بازداشت مجید توکلی ، نماد جنبش دانشجویی چه کردید؟

شما در سیزدهمین سال بازداشت بهروز جاوید تهرانی کجا بودید؟

شما در برابر حبس و شکنجه منصور اسانلو نماد مقاومت کارگری چه عکس العملی نشان دادید؟

شما در برابر قتل حکومتی – اعدام – فرزاد کمانگر چه واکنشی داشتید؟

شما در زمان حبس موسوی و کروبی ، شما در برابر حکم سنگین احمد زید آبادی، شما در برابر . . .

Advertisements

21 دیدگاه to “عزیزانی که از نسل پیش غرامت می خواهند بدانند فردا از آنان سوال می شود:”

  1. شماها متولدین دهه 20 و30 بچه های دهه 40 را به جنگ فرستادین و همه را دادید دم گلوله و کشتید و متولیدین 50 به بعد هم که از دست شماها هیچ اینده ای ندارند
    الان هم که محافظه کار شده اید و طلبکار
    تا این کشور را به جنگ بین المللی نکشانید هم دست بردار نیستید
    گند زده اید به زندگی همه و بعد از ما می پرسید فلان جا چیکار کردین و…
    واقعا که خیلی رو دارید
    به نظرم بهتره برید بمیرید شاید این کشور از دست شماها راحت شد

  2. اینهم لیست سوالات من از کسانی که از نسل پیشین طلبکاری میکنند.
    ۱- شما در برابر قتل عام ۶۷ و مسولین ان از صدر تا ذیل چه کردید؟
    ۲- شما در برابر جنایات دهه ۶۰ و مسببین ان چه کردید؟
    ۳- شما در برابر چماقداران دهه ۶۰، موسوم به خط امام، که بعدها به لباس میش اصلاح طلبی درآمدند چه کردید؟
    ۴- شما در برابر نخست وزیر محبوب امام که خواهان بازگشت به دوران طلایی !!!! امام بود چه کردید؟

  3. خیلی از جوانهای این کشور و حتی در بین دانشجویان سایت هایی امثال بالاترین را اصلا نمی شناسند . و نیازی به مرور اخبار ایران و جهان نمی بینند. دوست دارم کسانی که کمپین را می اندازند ، برند ازمیان دوستان و دانشجویان بپرسند که چند نفر از آنها بالاترین رو می شناسند و آیا مثلا روزی حداقل یک بار به آن سر می زنند. خیلی هاشون فرهنگ استفاده از اینترنت دربینشون جا نیافتاده و به شدت با فیلترینگ مشکل دارند. همان ها هنوز درگیر افکار سنتی به ارث رسیده از پدرانشون هستند.

    تا وقتی که مشکل رو از خودمون و فرهنگمون ندونیم .هیچ مشکلی حل نمی شود؟ هر چیزی رو باید در زمان و مکان خودش تحلیل کرد. تمام انقلابها در همان سالهای اولشون به انحراف کشیده شده اند و دچار دیکتاتوری محض شده اند.

  4. هرکسی که منصفانه فکر کند وباانصاف وعدالت به قول معروف کلاهش را قاضی کند دربوجود آوردن این وضعیت نابسامان واشفته مملکت مسئول هست در مقابل ظلم حاکمان ، فقروبیکاری ،فحشاء ،قاچااق مواد مخدر ،و…….. مسئول است.چه آنهائیله درسنیین 50 سال به بالا هستند وکورکورانه اسیر اخوندهاشدند وبه آنها اعتماد کردند وبانی وباعث این روزهای تلخ شدند وچه آنهائی که بعد از انقلاب به دنیا آمده اند ودر تشکیل جمهوری اسلامی مسئولیتی ندارند ولی درطول این 10و20 سال اخیر نتوانستندبرای رهائی از این جهنم هولناک که حاکمان ظالم واز خدا بیخبر بوجود آورده اند متحد شوند و درحال حاضر متهم کردن همدیگر هیچ فایده ای ندارد اگر همت داشته باشیم ویا س وترس را ازخودمان دور کنیم پیروجوان دست بدست هم بدهیم خیلی راحت میتوانیم این مملکت را از شر این ظالمان رهاکنیم .اگر بخواهیم میتوانیم .والا با نشستن پشت کامپیوتر وبا فخش دادن این وآن مشکلی حل نمیشود .

  5. اين گفتار شما مغلته گري هست
    و فرار از سوال نسل جوان
    روي چه مبنايي چه عقل انديشه سالمي
    روشنفکر اون زمان
    که همشون تحيصل کرده اروپا آمريکا بودن
    خميني دار دسته اش باعث
    رهايي ايران ميدونستن
    و خميني در ماه ديدن
    اين سوالي که وقتشه نسل گذشته بده
    به نسل امروز
    و دست برداره از تکرار خسته کننده
    انقلاب ما را دزيدن

  6. آقای کیوان
    به شما پیشنهاد میکنم که کمی تاریخ بخوانید تا این سوالات مسخره را نپرسید. اینها مهملات یک مشت سلطنت طلب وامانده و واخورده است که تا امروز از تحلیل علل شکستشان ناتوانند و داستانهای احمقانه سر هم میکنند. این جماعت از آنجا که به شدت خرافاتی اند به مصداق / کافر همه را به کیش خود پندارد/ با فرافکنی آنرا به دیگران نسبت میدهند و داستانهای احمقانه ای مثل همان حکایت بالا را از خود در میاورند. برای آنکه فکر نکنید بی انصافی میکنم نظر شما را به مصاحبه محمد رضا شاه جلب میکنم که تصور میکرد که «حضرت عباس» وی را در هنگام اسب سواری از یک حادثه مرگبار نجات داده است. این جماعت البته نه آنزمان به این حکایت نخندیدند که هیچ، ان شاه را هم روی سرشان میگذارند و خواهان بازگشت به همان دوران هستند! تحلیلهایشان هم از انقلاب بشدت آلوده به تئوری توطیه بوده و بسیار آبکی است. از انگلیس و آمریکا و شوروی همگی به دنبال ضربه زدن به «پنجمین قدرت دنیا» بودند و با «۵۰۰ فلسطینی » گرسنه و آواره «پنجمین ارتش دنیا» را شکست دادند!!!
    در دنیای واقعیت البته قضیه جز اینست. گر چه مساله عکس خمینی در ماه مطرح شد، اما هیچیک از رهبران ان زمان آنرا جدی نگرفتند، مثل همه جای دنیا، تنها جمعی از عوام بودند که دنبال این خرافات بودند. آقای خمینی هم رهبر انقلاب نبود بلکه سخنگوی خواستهای دموکراتیک مردم بود، همین. نه قرار بود که حاکم شود و نه قرار بود که کشور اسلامی شود. نگاهی به پیشنویس قانون اساسی و منشور پاریس به وضوح نشانگر آنست که قرار بود که مجلس موسسان، و نه مجلس خبرگان، تشکیل شود و قرار بود که آقای خمینی به قم برود و طلبگی کند. البته اگر ترکیب توازن قوا به هم نمیخورد و لیبرالها و گروه های چپ به کنار رانده نمیشدند، چه بسا این اتفاق هم میفتاد. اتفاقی که ان توازن را بهم زد، تحویل یکدست ارتش به خمینی توسط آقای قره باغی رییس ستاد ارتش بود که طبق توافقی بود که با هویزر رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا انجام داده بودند، و حتی آقای بختیار نخست وزیر وقت از ان بی خبر بود. حالا بد نیست که اگر شما این جماعت را دیدید از ایشان بپرسید که این «پنجمین ارتش قدرتمند جهان» تا چه حد پوسیده و فاسد و امرایش تا کجا نوکر آمریکاییها بودند که چنین توافقی را سر خود و بدون اطلاع نخست وزیر وقت انجام دادند؟ آیا رژیمی تا این حد فاسد و پوسیده اصلا لیاقت ماندن در ایران را دارد؟

  7. ملا زاده همین هست یعنی طلبکار این دوازده امامی ها مانند ویروس میمانند هیچکارش هم نمیشود کرد موسوی جانی امضاش زیر حکم اعدام هزاران نفر بود حالا شده طلبکار گور پدر هر چی تازی پرسته

  8. اینم سانسور کن بچه ملا ما فقط منتظریم شر این آخوندا کنده بشه بیایم یک دل سیر سر قبر خمینی برینیم

  9. chea azeshaan soaal beshevad megar khomaini va moosavi amir kabir va mosadegh boodand, chera maghlate mikonid,inaan pass mande hayeh noori boodandva shayadani mesle shari ati gomraah konandeye nasle teshne.shoma ha hanooz ham eraab mikonid??

  10. در لوس آنجلس. چون انقلابیون ما را ضد انقلاب خواندند، مردم، گفتند به ما چه، اشخاصی‌ مانند شما ما را `لس آنجلسی’، فراری، `اپوزیسیون کله پوک` و غیر خواندند در حالی‌ که در هنگام انقلاب ۱۱ سال داشتیم، و وطن خود را میپرستیدیدم… از آغاز مخالف این نظام بودیم… به ما چه مربوط که ۲ ریالی شما تازه افتاده؟ حال هم باید تقاص پس دهیم؟

  11. این سنگیه که یه دیوونه انداخت تو چاه حالا صد تا عاقل هم نمی تونن درش بیارن. شما سال 57 کشورو به هیولاها سپردین حالا توقع دارین ما جلوی این هیولاها سینه سپر کنیم؟

  12. عزیزم ما که مجید توکلی را توی زندان نینداختیم!یا ما که زندانیان 67 را اعدام نکردیم یا حتی پاسداران و زندان بانان اینها را که ما بر سر کار نیاوردیم که حالا باید جوابگو باشیم!اما خمینی را شما بر سر کار آوردید!این موارد را هم که می گویید خودتان باید جوابگو باشید نه نسل ما!ما در مورد روی کار آوردن این جلادان هیچ نقشی نداشتیم !اما شما با روی کار آوردن خمینی این افتضاح را به بار آوردید!اگر هم زورمان نمی رسد که مجید توکلی را آزاد کنیم یا جلوی ستم اینها را بگیریم به خاطر افتضاح شما است که قدرت و اسلحه را تماما در دست دزدان گذاشتید و حالا از ما می خواهید با دست خالی اسلحه را از دزدان پس بگیریم!یعنی مطلب به این سادگی را نمی فهمید یا اینکه خودتان را به حماقت زده اید تا از زیر بار مسیولیت شانه خالی کنید!خدا را شکر نسل انقلاب اگر اینقدر نادان بود که عکس خمینی را در ماه دید عوضش در سفسطه استاد است!بروید خجالت بکشید!

  13. جناب فرشید
    دو ریالی شما سلطنت طلبها همین الان هم نیافتاده. کی به شما گفته که دو ریالی شما از اول افتاده بود؟ اصلا شما مگر هر چی که بهت گفتند باید به ریش بگیری؟ شما سلطنت چیه هنوز نمیتوانید یک تحلیل درست از امقلاب ارائه بدید. هر وقت به اشتباه که چه عرض کنم، به خیانتهاتان در کودتای ۲۸ مرداد، دیکتاتوری و سرکوب ۵۰ ساله و دادن دست باز به اخوبدها و مرتجعین اقرار و اعتراف کردید آنوقت شاید بشه به عنوان یک عضو متمدن و دمکرات خانواده ایرانی صحبت کرد، وگر نه که شعبان تاج بخش فرق زیادی با الله کرم و بقیه ارازل و اوباش رژیم نداره.

  14. جناب فرشید
    دو ریالی شما سلطنت طلبها همین الان هم نیافتاده. کی به شما گفته که دو ریالی شما از اول افتاده بود؟ اصلا شما مگر هر چی که بهت گفتند باید به ریش بگیری؟ شما سلطنت چیها هنوز نمیتوانید یک تحلیل درست از انقلاب ارائه بدید. هر وقت به اشتباه که چه عرض کنم، به خیانتهایتان در کودتای ۲۸ مرداد، دیکتاتوری و سرکوب ۵۰ ساله و دادن دست باز به اخوبدها و مرتجعین اقرار و اعتراف کردید آنوقت شاید بشه با شما به عنوان یک عضو متمدن و دمکرات خانواده ایرانی صحبت کرد، وگر نه که شعبان تاج بخش فرق زیادی با الله کرم و بقیه ارازل و اوباش رژیم نداره.

  15. جناب سامان

    با احترام، شما هر کامنتی می‌بینید مجبور به پاسخ نیستید! اولا، ضد انقلاب بودن چه ربطی‌ به سلطنت طلب بودن داشت که شما خانم شقایق را به جناب گودرزی ربط نمودید… ثانیا چه کسی‌ راجع به کودتای ۲۸ مرداد صحبت کرد؟ بودند کسانی‌ که نه ته پیاز بودند و نه سر آن و با این انقلاب پدران شما سوختند… بودند کسانی‌ که در طوفان با آن مرغ طوفان همراه بودند و نه از شاه و نه از شیخ دل‌ خوشی‌ داشتند… ولی‌ حد عقل عقلشون می‌رسید که یک آخوند تربیت شده در مکتب ۱۰۰۰۰۰ بار بدتر از یک شاه تربیت شده در سوئیس می‌باشد… هنگامی که بختیار نخست وزیر شد پدران شما چه کردند که هنوز به آن مغرورند؟!؟ به چه مناسبتی با همهٔ ظلمی که به مردم بی‌ گناه ایران زمین کردید هنوز از جایگاه طلبکار با این مردم صحبت می‌کنید؟!؟

    اصلا گیرم من خود ` رضا پهلوی` به چه گناهی زندگی‌ نوجوانی ما را تباه کردید و هنوز نام خود را انسان می‌گذارید و از عمل خود و پدرانتان دفاع می‌کنید؟!؟

  16. جناب سامان

    در ضمن انگ زدن کاریست بسیار ساده… اگر با انگ ` لوس آنجلسی `، ` سلطنت طلب `، ` سبز الهی `، ` شاه اله ای` و غیره می‌خواهید مخالفان خود را ساکت کنید، به شما بگویم که قبل از شما بزرگتر از شما موفق نشد… متأسفانه نمیتوانید از خود ایشان، خمینی `بزرگ سوال کنید ولی‌ جانشین برّ حق ایشون هنوز این انگ‌ها را میزنند و الحمدالله میبینیم که هموطنان ما قدرت یادگیریشون هنوز پا برجاست

  17. جناب فرشید
    ۱- من هر کامنتی را که لازم بدانم و بخواهم جواب میدهم و منتظر اجازه جنابعالی هم نمیمانم. اینجا یک فروم عمومی است و قوانین و مقررات خاص خودش را دارد اگر از پاسخ به کامنتتان ناراحتید، میتوانید خیلی راحت در اینجا کامنت نگذارید. در اینجا همانطور که شما به کامنت نویسنده پست، یا نویسنده هر کامنت دیگری بدون اجازه و دعوت جواب میدهید، این حق برای من و یا هر کس دیگری هم محفوظ است.
    ۲- پدر جان، شتر سواری که دولا دولا نمیشه. شما اگر بقول خودت از «اول» ضد انقلاب بودی پس باید به کمپ سلطنت طلبان تعلق داشته باشید، چرا که در «ابتدای» انقلاب که خمینی هنوز مسلط هم نشده بود، جز طرفداران سلطنت کسی مخالف انقلاب نبود.
    ۳- پرسیده اید که چه کسی راجع به ۲۸ مرداد صحبت کرد؟ گویا شما متوجه نیستید که وقایع انقلاب متأثر از ۲۸ مرداد است. مگر میشد با کودتاچیان ۲۸ مردادی که هر گونه تلاش مسالمت آمیز برای استقرار حاکمیت ملی را قرین شکست کردند با زبانی جز زبان زور و انقلاب حرف زد؟ هر وقت که دموکراتها در آمریکا روی کار میامدند، شاه مجبور به دادن آزادیها میشد و هر گاه که جمهوری خواهان میامدند و چراغ سبز سرکوب را به رژیم شاه میدادند، رژیم شروع به سرکوب مردم میکرد و تمامی دستاوردهای دموکراتیک مردم را از آنان پس میگرفت. چنین رژیمی قابل اعتماد نیست و مردم هم در سال ۵۷ به درستی به چنین رژیمی اعتماد نکرده و دست رد به سینه نخست وزیری زدند که سوابق مبارزاتی ملی اش را وسیله حفظ چنین رژیمی میکرد.
    ۴- فرموده اید که کسانی که نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز با این انقلاب سوختند. نه جناب، همگی ما نه با انقلاب که در نتیجه سلطه ضد انقلابی سوختیم که همدستان معمم کودتاچیان ۲۸ مردادی بودند. ان چیزی که وضعیت ما را به اینجا رساند نه نتیجه انقلاب که نتیجه شکست ان بود. اعتماد به آخوند صد در صد اشتباه بود اما چیزی که کفه قدرت را به نحو تعیین کننده ای به نفع آخوند بر هم ضد، تسلیم ارتش بود به خمینی بر اساس توافقی که با هویزر آمریکایی انجام شد، انهم توسط امرای ارتش رژیم وابسته و فاسدی که شما انقلاب بر علیه آنرا لازم نمیدانید! شما چرا از سلطنت طلبان لوس آنجلسی نمیپرسید که آنهایی که دکتر مصدق و یارانش را پس از ۲۸ مرداد آنچنان سرکوب کردند، چرا براحتی آب خوردن ارتش را در سینی طلایی به امر ژنرال هویزر به خمینی سپردند، انهم زمانی که حتی نخست وزیر کشور، آقای بختیار از ان بیخبر بود؟
    ۵- حالا میرسیم به صحبت همکاری با آقای بختیار. آقای بختیار با منطق مسخره انتخاب بین بد و بدتر پیوستن خود را به اردوی کودتاچیان ۲۸ مردادی توجیه میکرد، غافل از آنکه رژیم شاه و بی پایگی ان و استبداد فراگیرش علت العلل رشد و نفوذ آخوند و گسترش بنیادگرایی در کشور بود. آقای بختیار حتی اگر به فرض هم موفق به خاموش کردن اعتراضات میشد، با استقرار دوباره استبداد شاهنشاهی، نه تنها تمام دستاوردهای ناچیزی را هم که بدست آورده بود از دست میداد، بلکه اگر اصرار بر حفظ آنها هم میکرد، براحتی آب خوردن از قدرت برکنارش میکردند. این همان کاری بود که قبلا با علی امینی نخست وزیر اسبق کرده بودند. یا آنکه را با کودتایی نظامی وی را از کار بر کنار میکردند، انهم توسط امرایی که گوششان به فرمان اربابان آمریکایی بود. خوشبختانه شاهد از غیب رسید و امرای ارتش فاسد و وابسته شاهنشاهی بدور از چشم «نخست وزیر وقت» که در عالم هپروت خود را مقتدرترین نخست وزیر تاریخ ایران هم میدانست، با هویزر در مورد تسلیم ارتش به خمینی به توافق رسیدند. این امرا اصلا تره هم برای مرغ توفان خرد نکردند. از ان پس هم به تدریج با قدرت گرفتن ارتجاع به سرکوب انقلابیون پرداختند. خیلی عجیب است که شما به جای آنکه از دوستان پهلوی طلبتان طلبکاری کنید، یقه انقلابیون را چسبیده اید.
    ۶- پرسیده اید که «هنگامی که بختیار نخست وزیر شد پدران شما چه کردند که هنوز به آن مغرورند؟»
    همینکه اجازه ندادند که اینبار آقای بختیار آنها را بازی دهد و درست مثل آقای علی امینی آنها را با وعده و وعیدهایی به خانه بفرستد که بارها ثابت شده بود که در رژیم سرکوبگر شاهنشاهی امکان تحقق ندارند. آمریکاییها مثلی دارند که میگویند، یکبار فریبم دادی، شرم بر تو، دو بار فریبم دادی، شرم بر من! وی به حال ملتی که اجازه دهد که دوبار از یک سوراخ گزیده شود. حکومتی که آدمهای موجهی امثال مصدق را با کودتا برکنار کند، انقدر وقیح است که دیگر از متوهمینی امثال بختیار واهمه ندارد. در اینکه مردم ایران بدرستی اینرا فهمیدند که با وجود حکومت شاهنشاهی وعده ها و مطالبات دموکراتیکشان قابل تحقق نیست، شکی وجود ندارد. اشتباه مردم ایران این بود که به آخوند اعتماد کردند. شاه را بدرستی زدند و شیخ را به اشتباه نگاه داشتند.

    ۷- پرسیده اید که » به چه مناسبتی با همهٔ ظلمی که به مردم بی‌ گناه ایران زمین کردید هنوز از جایگاه طلبکار با این مردم صحبت می‌کنید؟!؟»

    اولا چه کسی شما پهلوی طلبان را نماینده مردم کرده که طلبکاری از شما به معنای طلبکاری از مردم باشد. از ان گذشته با شاهکاری که رژیم مورد علاقه شما زد و با وجود آنهمه امرای حلقه به گوشی که دستگاه های سرکوب را در اختیار خمینی قرار دادند خیلی عجیب است که شما یقه انقلابیونی را میگیرید که از همان روز اول استقرار خمینی با وی در افتادند. از چریکهای فدایی خلق که در همان ماه های اول استقرار خمینی برای مبارزه با ارتجاع بالنده خمینی به کردستان رفتند و توسط همان ارتش تسلیم شده به خمینی کشتار شدند، تا مبارزین سربدار که توسط خمینی قتل عام شدند تا امثال امیر انتظام که بخاطر مبارزه با خمینی ۳۰ سال از بهترین سالهای عمرش را در زندانهای رژیم گذراند. شماها بابت کودتای ۲۸ مرداد، ۲۵ سال اختناق و سرکوب، گسترش جهل و خرافات و بنیاد گرایی و دست آخر تسلیم ارتش به خمینی مقصرید. اگر کسی قرار است که جواب مردم را بدهد این شما پهلوی طلبان هستید. حالا شما آمدید دست پیش را گرفته اید که پس نیفتید.

  18. راستی آقای فرشید، یک چیز دیگر: آقای خمینی قرار نبود که «رهبر» شود. آقای خمینی قرار بود که به قم برود و در آنجا طلبگی کند. مطابق قرار و مداری که شورای انقلابیون گذاشتند و اطلاعیه هایشان هم منتشر شده، آقای خمینی اصلا قرار نبود که در کار حکومت دخالت کند و قرار بر این بود که مجلس موسسان و نه خبرگان تشکیل شود. حتی آقای خمینی مدتی هم به قم رفت تا آنکه آخوندهایی نظیر خلخالی وی را به تهران آوردند و وی هم با نفوذی که روی ارتش داشت به کار تصفیه حساب با نیروهای انقلابی پرداخت.

  19. جناب سامان

    چون نمی‌خواهم به نوشته شما وزنی بدهم، این آخرین جواب می‌باشد… از این پس هر چه می‌خواهد دل‌ تنگت بگو چون فقط با خودت صحبت میکنی‌

    گرامی‌، همانطور که گفتم برچسب زدن برای شما مثل آب خوردن است. به قول مرادتون آورین آورین. ایشون هم در هر جمله ۱۰۰۰ بار کلمهٔ دشمن را می‌آورند. این اولین بار بود که من با شما صحبت کردم و در نوشته ۲ خطی‌ من شما تمام این جزئیات ۲ صفحهِ که بالا نوشتید را پیدا کردید… من نه به شما انگی‌ زدم نه فرض بار این گذشتم که شما مجاهد، سلطنت طلب، سبز و یا غیر هستید…گر‌ چه هر یک از این‌ها هم باشید بلاخره هموطن هستید… هیچ کدام از برچسب‌ها هم فحش نیستند، مگر سلطنت طلبیدن بد است؟ مگر مجاهد بودن در نفس خود اشتباه است؟ مگر سبز بودن مساوی با گناه کردن است؟ خیر این برّ چسب‌ها نشانهٔ‌ افتخار ملتی بالغ است که شما و امثال شما هنوز با عقده‌های تاریخیتان از آن نمیتوانید گذر کنید… خواستم برّ حسب یک انسان با شما صحبت کنم ولی‌ زهی خیال باطل… پس…

    آفرین بار هوش و فراست تان… بیخود نیست که میفرمائید «خمینی قرار نبود رهبر شود» … پس بنا برّ گفته خودتون گول خوردید… خوب مرد مومن، شما که اینقدر ساده، و پخمه بودید، برّ چه حسابی‌ دوباره برای مردم نسخه میپیچید؟ شما به فرمایش خود کودن تشریف داشته اید… حال ما را که از روز اول گول نخوردیم مؤاخذه می‌کنید؟ عجب اندر عجب یا بوالعجب

  20. جناب فرشید
    من وزنی را که لازم است داشته باشم دارم و نیازی به پاسخگویی شما ندارم که نوشته ام صاحب وزن شود. شما اگر پاسخ درخوری ندارید که به اینهمه ایرادات بدهید و از کامنتتان هم این مساله کاملا پیداست، لطفا آنرا به گردن من نیندازید. شما حرفی برای زدن ندارید.
    پس از کلی اه و ناله گفته اید که به شما برچسب و اتهام زده ام. جالب است که خودتان دو خط پایین تر گفته خود را نقض کرده و گفته اید که مگر سلطنت طلب «اتهام» است؟ بنابر این از آنجا که خودتان جواب خودتان را داده اید میروم سراغ پاسخ به قسمت بعد. فقط در تکمیل پاسخی که خودتان داده اید اینرا بگویم که اگر چه صرف سلطنت طلب بودن اشکالی ندارد، اما کسی که سلطنت طلب، مجاهد، کمونیست ،….یا هر چیز دیگری که باشد، چنانچه پاسخ منطقی به ایراداتی که بر وی وارد است ندهد و همان حرفهایی را تکرار کند که بطلان آنها ۵۰ سال است که اثبات شده، طبعا هزار ایراد دارد، نه به خاطر سلطنت طلب بودن یا مجاهد بودن یا غیره، بلکه به خاطر غیر منطقی بودن.
    کسانی که ۳۰ سال است که هیچ تحلیل منطقی و علمی برای ایراداتی که به آنها وارد میشوند ندارد، طبعا هم در مقام و موقعیتی نیستند که انگشت اتهام را به سمت و سوی دیگران بلند کنند که از قدیم و ندیم گفته اند که چراغی که به خانه روست، به مسجد حرام است.اگر نسل سال ۵۷ را متهم به قصور میکنید، قاعدتا باید آلترناتیو بهتری داشته باشید. تمام حرف شماها اینست که چرا انقلاب کردید؟ یعنی جوانان ان روزگار دو راه حل پیش روی نداشتند، یا رژیم فاسد و بحران زده شاه را با سابقه سرکوب و شکنجه بپذیرند یا آنکه بخت خود را بیازمایند.
    من گفتم که اشتباه نسل ۵۷ این بود که به آخوند خمینی اعتماد کردم. شما اینرا تخطئه کرده و علامت «پخمگی» دانسته اید اما در ازا ان و به عنوان آلترناتیو، اعتماد به رژیم کودتایی پهلوی و همدستان سرکوبگرش را پیشنهاد میکنید. خوب پدر جان اعتماد به چنین رژیمی و بدتر از ان، اعتماد به نخست وزیر متوهمی که سوابق مبارزاتی اش را وسیله نجات شاه و رژیمش از بحران کرده که «پخمگی » بزرگتری است که بارها هم آزمایش شده و نتایج منفی و سوء ان خود را نشان داده است. آخر کدام «احمقی» آزموده را دوباره می آزماید. بقول عوام الناس خر هم پایش یکبار در چاله میرود. این که من میگویم شما حرفهای سلطنت طلبان وامانده را میزنید، تهمت نمیزنم، واقعیت را میگویم.
    آخرکدام ابلهی بود که در ان زمان اینرا نفهمد که هر بار که دموکراتها مستاجر کاخ سفید میشوند شاه از روی اجبار و الزام شمشیر سرکوب را غلاف میکند و وقتی که دموکراتها جایشان را به جمهوری خواهان میدهند، دوباره شاه و ساواک، شمشیرها را از رو میبستند. این مساله یک بار در زمان مصدق و یکبار در زمان علی امینی دیده شد و هر دو بار هم، پس از تغییر و تعویضها در کاخ سفید، شمشیر سرکوب رژیم از رو بسته میشد و آزادی خواهان و دگر اندیشان مورد تعقیب و سرکوب ساواک قرار میگرفتند. و آخر کدام ابلهی بود که اینرا نمیفهمید که با ساکت شدن مردم و بازگشتشان به خانه ها تیغ سرکوب ساواک به سراغشان خواهد آمد و طبعا بهمین دلیل هم به تقاضای نخست وزیر متوهم شاه برای بازگشت به خانه ها وقعی نمی نهادند.
    حالا سوال اینست که آیا مردمی که به خمینی اعتماد کردند پخمه ترند یا رژیمی که امرای ارتشش، ارتش را دو دستی تقدیم آقای خمینی کردند تا با ان به جان خودشان بیفتد؟ آیا مردم پخمه تر بودند یا نخست وزیر متوهمی مثل آقای بختیار که به اعتبار و اتکای رژیم فاسد پهلوی قصد اصلاحات داشت و سرانجام هم وقتی به خود آمد که در حالیکه مشغول صرف غذا در نخست وزیری بود خبر تسلیم ارتش به خمینی را شنید؟ آیا مردمی که به خمینی ناشناخته آنروز اعتماد کردند پخمگی بزرگتری مرتکب شدند یا شاهی که پس از فرار از ایران، جانشینی خود را به شورای سلطنتی واگذار نمود که رئیسش (سید جلال الدین تهرانی) در پاسخ به درخواست خمینی از سمت خود استعفا نمود. آنوقت آیا این هوشیاری مردم را نمیرساند که به چنین رژیم پوسیده ای، بر خلاف توصیه های شما اعتماد نکردند.
    شما مشکلتان پخمگی مردم نیست بلکه مشکلتان اینست که چرا مردم پخمگی بزرگتری را که شما به آنها پیشنهاد میکنید مرتکب نشدند. ان پخمگی ارزانی شما باد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: